السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

3

مقدمه نقض و تعليقات آن

« تاريخ الايام و الانام » تأليف كرده است و از اين عبارت شيخ عبد الجليل كه گفته است ( ص 105 نقض ) : « چنان كه در تاريخ « الايام و الانام » ذكر كرده است » به خوبى بر مىآيد كه او اين كتاب را نيز ديده است پس يا در آن كتاب نيز نام و نشان مؤلف نبوده است و يا چون خود مؤلف تصريح نكرده بوده است مصنف ( ره ) نيز تبعا له و حفظا لدمه ( چون شايد بيم خطر جانى برايش در صورت معرفى وى بوده است ) با آنكه نام و نشان او را ميدانسته و علم بحسب و نسب او به جهت مذكور بودن او در كتاب « الايام و الانام » داشته است مع ذلك بمعرفى او بنام و نشان نپرداخته است و گمان ميكنم اگر اين عبارت را كه در مقدمهء نقض مذكور است ( ص 2 ) « و سه نسخت كرده يكى بخزانهء اميرك معروف فرستاده ، و يكى مصنف دارد و بخفيه بر عوام ميخواند ، و يكى ديگر بقزوين فرستاده » نيز بدقت ملاحظه كنيم از آن نيز به خوبى معلوم خواهد شد كه شيخ عبد الجليل ( ره ) مؤلف آن را بدون شك و ترديد ميشناخته است ليكن صلاح ندانسته است كه او را بنام و نشان معرفى كند بارى حقيقت امر بر ما مجهول است ؛ بلى افندى ( ره ) در رياض العلماء از بعضى از علماى ما نقل كرده كه مؤلف كتاب مذكور شهاب الدين تواريخى شافعى است كه از بنى مشاط بوده است كه در رى متوطن بوده‌اند و عبارت او عن قريب نقل خواهد شد ان شاء اللّه تعالى . و بنابر آنچه مؤلف مجهول الهويه در آخر كتاب خود تصريح كرده است تاريخ ختم كتاب او در محرم سال 555 هجرى بوده است « 1 » ليكن با تأمل در قضيهء كه در متن كتاب خود صريحا ذكر كرده است به نظر مىآيد كه اين تاريخ اختتام دور از صواب باشد بيان اين مطلب آنكه مؤلف در كتاب خود گفته « تا اندرين وقت كه از جانب شام فتحى سنى رسيد بدولت و اقبال سلطان عالم كه كافران فرنج غلبه كرده بودند و اند هزار از ايشان بر مسلمانان زده‌اند و ولايات خراب كرده تا اتابك على كوچك و سپاه بر سر دشمن تاختن كردند و اند هزار كافر را بتيغ بيازردند و چهل فرسنگ از قفاى ايشان ميرفتند و ميكشتند و فتح بدين بزرگوارى كردند » و به ظن متأخم بعلم مراد از اين كلام فتح بلدهء حارم است كه بتصريح ابن اثير در كامل بسال 559 واقع شده است ( رجوع شود بصفحهء 366 كتاب نقض ) پس يا بايد گفت كه مراد از فتح مذكور در كتاب فتحى ديگر بوده است كه قبل از ختم كتاب روى داده است ، و يا ابن اثير در ضبط تاريخ قضيهء نامبرده اشتباه كرده است ، و يا در تاريخ ختم كتاب تصحيف و تحريف به كار رفته است ، و يا مؤلف با آنكه كتاب خود را ختم كرده و منتشر كرده بوده است بتدريج آن را تكميل ميكرده و مطالب مناسبى را كه بعدا بنظرش ميرسيده و به دستش مىافتاده است بكتاب خود ضميمه ميكرده است ، بعد از تأمل دقيق در اطراف اين چهار احتمال اين وجه اخير أقرب وجوه مذكوره به نظر مىآيد و چون بتصريح شيخ عبد الجليل ( ره ) نسخهء كه بدست وى افتاده نسخهء اصل بوده است ( رجوع شود بص 2 نقض ) يعنى اضافات بعدى را كه مؤلف بعد از نشر كتاب خود بنسخهء خود بعنوان تكميل و استدراك مىافزوده است نيز شامل بوده است بنابراين منافات بر طرف

--> ( 1 ) رجوع شود بصفحهء 739 كتاب نقض .